قالب وردپرس قالب وردپرس آموزش وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس
خانه / فیلم و سینما / فیلمهایی که برایشان گریه کردم: Prisoners

فیلمهایی که برایشان گریه کردم: Prisoners

No votes yet.
Please wait...

سکانسی که کاراگاه (جیک جیلنهال) از سرش در حال خونریزی است و در حال رانندگی با عجله بسیار به طرف بیمارستان است و آنا (دختر بچه گروگان گرفته شده بوده) مسموم و از حال رفته صندلی عقب ماشین است. اوج استرس و غم و التماس را در چهره جیک می بینیم ک عاجزانه التماس میکنه آنا نمیر و خودشو به در و دیوار میزنه ک زودتر برسه به بیمارستان.

برای نجات و زندگی مردم همه کاری می کنند و فقط این براش مهمه این پلیس واقعی. برای نجات و شادی مردم، اصلا خودش هم اهمیتی نداره. این قدر این پلیس سوسیالیسته ک البته فراماسون هم بود و انگشتر پرگار و گونیا داشت.

No votes yet.
Please wait...

درباره ی Babak

بابک هستم متولد فروردین 69 فارغ التحصیل مهندسی الکترونیک و قصد مهاجرت برای ادامه تحصیل در آینده نزدیک دارم. علاقه مند به فیلم و سینما، ورزش بدنسازی و بسکتبال، سیاست و جامعه شناسی، همچنین در زمینه های زبان انگلیسی، برنامه نویسی و طراحی وب سایت ، تعمیر سخت افزار و پرینتر هم تخصص دارم. سعی می کنم در این وبسایت درباره موضوعاتی که علاقه یا تخصص دارم برای خودم و دیگران بنویسم. امیدوارم مفید واقع شوند.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *